2

بررسی سوء تغذیه و اضافه وزن در کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم

  • کد مقاله : 2377
  • 12 خرداد 1400 - 19:44
بررسی سوء تغذیه و اضافه وزن در کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم

بررسی سوء تغذیه و اضافه وزن در کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم   اختلالات فراگیر رشدی، گروهی از اختلالات عصبی۔رشدی هستند که در مقایسه با سایر اختلالات اجتماعی-عاطفی، اساس عصب شناختی تایید شده و واضح تری دارند (پل، ۲۰۰۶).این اختلالات با پنج تشخیص متفاوت شناخته می شوند که شامل اوتیسم، آسپرگر، رت، اختلال از […]

سوء تغذیه و اضافه وزن در کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم

کودکان دارای اختلالات طیف اوتیسم ممکن است علی رغم اضافه وزن، از کمبود پروتئین و سایر مواد معدنی رنج ببرند.

بررسی سوء تغذیه و اضافه وزن در کودکان مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم

 

اختلالات فراگیر رشدی، گروهی از اختلالات عصبی۔رشدی هستند که در مقایسه با سایر اختلالات اجتماعی-عاطفی، اساس عصب شناختی تایید شده و واضح تری دارند (پل، ۲۰۰۶).این اختلالات با پنج تشخیص متفاوت شناخته می شوند که شامل اوتیسم، آسپرگر، رت، اختلال از هم پاشیدگی دوران کودکی و اختلال نافذ رشد که به گونه ای دیگر مشخص شده است می باشد.

 

اوتیسم اختلالی مادام العمر می باشد (گیلبرگ، ۲۰۰۰ ) و از جمله ویژگی های تشخیصی این اختلال نقص جدی و زودرس در ارتباط و اجتماعی بودن (کلارک و همکاران،۲۰۱۱،هلی و همکاران، ۲۰۱۱) و رفتارهای کلیشه ای و تکراری است که این سه مورد از ویژگی های اصلی این اختلال هستند (سوزوکی، ۲۰۱۱).

نقص در رشد زبان از اولین نشانه هایی است که والدین این کودکان را به جستجوی علت بر می انگیزد تقریبا بیشتر اشخاص مبتلا به اختلال در سرتاسر زندگیشان گنگ باقی می مانند و آن دسته که در نهایت صحبت می کند صحبت کردن را برای مقاصد خود تحریکی مورد استفاده قرار می دهند. بیشتر این کودکان دارای معکوس سازی ضمیر در گفتار خود هستند، علاوه بر این آن ها ناتوان در درک و فهم معانی و عواطف در کلمات و جملات هستند و هنگام صحبت کردن ریتم و تن صدای آن ها ثابت و غیر عادی می باشد (سادوک، ۲۰۱۰).

از دیگر خصوصیات افراد مبتلا به اختلال اوتیسم واکنش عاطفی نامناسب در موقعیت های اجتماعی خاص است. واکنش های عاطفی این افراد نسبت به اوضاع و احوال یکنواخت نامناسب است. این مشکل قبل از ۳۶ ماهگی شروع می شود و آغاز آن همواره قبل از ۳ سالگی است (گالسون، ۲۰۰۴٫).

 

اطلاعات متفاوتی در مورد میزان شیوع اختلال اوتیسم وجود دارد. متوسط شیوع این اختلال را ۲۲ مورد در هر هزار نفر گزارش کرده اند. در ایران، برای مثال در شهر اصفهان میزان شیوع در کودکان ۶ تا ۱۲ سال در شهر اصفهان ۱۲ ،۱۵ در هر ۱۰۰۰۰ کودک بوده است (بزرگی نیا،۱۳۹۰).

در مورد درمان این اختلال، هیچ روش منحصر به فردی وجود ندارد و تا کنون نیز داروی اختصاصی برای درمان قطعی آن معرفی نگردیده اما طبق تحقیقات انجام شده از میان روش های درمانی، روش تحلیل کاربردی رفتار، کاردرمانی، گفتار درمانی و ترکیبی از آن ها توانسته بهبودی بیشتری در این کودکان به وجود آورد(گلابی، علیپور، زندی، ۱۳۸۴) .

 

عادت ها و ترجیحات غذایی کودکان با اختلال طیف اوتیسم در سال های اخیر مورد مطالعه قرارگرفته و به عنوان کلیدی برای تشخیص بیماری درنظرگرفته شده است. بیشترین مطالعات وجود مشکلات تغذیه در این کودکان و چالش های بیشتری که این مشکلات برای خانواده ها ایجاد می کنند را مورد تأیید قرار می دهند.

این مشکلات شامل : مصرف مواد غذایی پایین تراز سطح توصیه شده و امتناع از غذا، اختلال هرزه خواری، تنوع در میزان مصرفی از گروه های غذایی مختلف، همچون محصولات لبنی کم و محصولات پروتئینی بیشتر، دورانداختن غذا، امتناع یا ترجیح دادن غذاها برحسب بافت، رنگ یا دمای آن ها و اختلالات دهانی حرکتی. موارد زیادی از کودکانی با اختلال طیف اوتیسم گزارش شده است که از انواع اختلالات تغذیه ای ناشناخته همچون کمبود ویتامین c ،نرمی استخوان و کمبود ویتامین A رنج می برند.

درمطالعات پیشین، متوسط مصرف مواد غذایی جهت محاسبه اختلالات مورد استفاده قرار می گرفت؛ جانسون و همکارانش (۲۰۰۸) پی بردند که کودکانی با اختلال طیف اوتیسم متوسط مصرف ویتامین k پایین تری نسبت به کودکان همسال و عادی خود دارند (۶٫۸ میلی گرم در روز درمقایسه با ۸٫۹ میلی گرم در روز). با این حال، کودکانی با رشد معمول درمقایسه با کودکان با اختلال طیف اوتیسم، میزان مصرف منیزیم توصیه شده را دریافت نمی کردند (۵۳ درصد درمقایسه با ۶ درصد). هرندون و همکارانش (۲۰۰۹) به این نتیجه رسیدند که کودکان با اختلال طیف اوتیسم درمقایسه با همسالان خود، متوسط مصرف کلسیم پایین تر ( ۷۴۷ میلی گرم در روز درمقایسه با ۸۹۴ میلی گرم در روز )، متوسط مصرف ویتامینB6 بالاتر (۱٫۵ گرم در روز درمقایسه با ۱٫۲ گرم در روز) و متوسط مصرف ویتامین E بالاتری ( ۸ میلی گرم در روز درمقایسه با ۴ میلی گرم در روز) را دارند.

ایموند و همکارانش (۲۰۱۰)میانگین مصرف مواد غذایی را تحلیل کردند. کودکانی با اختلال طیف اوتیسم درمقایسه گروه کنترل، ویتامین D و ویتامین C کمتر و ید بیشتری مصرف می کنند. زیمر و همکاران (۲۰۱۲) مصرف پایین ترپروتئین ( ۷۲٫۷۷ گرم درروز درمقایسه با ۹۲٫۶۴) کلسیم (۹۴۵٫۱۸ میلی گرم درروز درمقایسه با ۱۲۲۱٫۹۸ میلی گرم در روز)، منیزیم (۳۱۴٫۸۹ میلی گرم در روز درمقایسه با ۲۶۵٫۹۳میلی گرم در روز )، ویتامین B دوازده (۴٫۶۹ میلی گرم در روز درمقایسه با ۶٫۶۶ میلی گرم در روز) و ویتامین D ( 198.62 درمقایسه با ۳۱۹٫۸۶) را گزارش دادند. 

 

روش تحقیق

 

جامعه آماری پژوهش را کودکان ۳ تا ۶ ساله مبتلا به اختلال طیف اوتیسم شهر تهران تشکیل دادند که تعداد ۴۸ نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه غربالگری طیف اوتیسم و سنجش شاخص توده بدنی با نرم افزار Anthro Plus بود. هشتاد و چهار کودک بین سنین ۳ تا ۶ سال در دو مرکز رشد کودک مورد معالجه قرار گرفتند.

تشخیص بیماری آن ها توسط یک تیم چند رشته ای (متشکل از پزشک متخصص اطفال، روانشناسان، درمانگر شغلی و گفتار درمان ها) انجام گرفت. گروه با اختلالات طیف اوتیسم شامل کودکانی با زیرمجموعه های اختلال طیف اوتیسم هستند: اختلال اوتیسم، اختلال رشدی فراگیر و سندروم اسپرگر. خانواده های دارای کودکان با اختلال طیف اوتیسم بدون توجه به دیگر کودکان خانواده، جمع آوری شدند.

میزان پاسخگویی در این گروه ۶۰ درصد بود (۵۰ از ۸۴ خانواده). شش خانواده از ۸۴ خانواده از تحلیل کنونی انصراف دادند. گروه کنترل اول که به عنوان گروه همسالان تعریف می شود، متشکل از افرادی با رشد معمولی است که درهمان منزل و با همان سن و سال (بین ۳ و ۱۲ سال) زندگی می کنند میزان پاسخ دهی دراین گروه ۷۶ درصد بود (۱۶ از ۲۱). چهار نفرازاین افراد به دلیل پرسشنامه ناقص کنار گذاشته شدند. تعداد نهایی گروه همسالان، ۱۲نفر بود.

 

گروه کنترل دوم به عنوان گروه رشد معمولی تعریف می شود (این افراد ازطریق آگهی دریک سایت مطرح جمع آوری شدند)، که براساس گزارشات والدینشان دارای رشد معمولی بودند. میزان پاسخگویی در این گروه ۷۲ درصد بود (۲۹ از ۴۰ خانواده). معیارهای حذف برای همه گروه ها شامل مصرف مکمل های غذایی، بیماری های متابولیک، مرض قند و استفاده از رژیم های غذایی فاقد کازئین بود.

 

مصرف مواد غذایی با استفاده از یادداشت های غذایی فرد به دست آمد. والدین آموزش داده شدند تا مصرف مواد غذایی را ثبت و ضبط کنند. دریافتی غذا با دریافتی های مبنا مقایسه شد. فقط مواد غذایی منطبق با دریافتی های مبنا در تحلیل مورد استفاده قرار گرفت.

 

اندازه نمونه با استفاده از WinPepi محاسبه شد. ویژگی های خط مبنای دموگرافیک به عنوان میانگین و انحراف معیار برای متغیرهای پیوسته یا به عنوان درصدی برای متغیرهای قطعی ارائه شدند. درمورد همه دریافتی های مبنای موجود، درصد دریافتی های مواد غذایی مورد محاسبه قرار گرفت.

مواد غذایی خارج از دریافتی های مبنا یا بدون هیچ اطلاعاتی از میزانشان، از تحلیل خارج شدند. ما مجموع کل درصد های زیر دریافتی های مبنا را برای موارد زیر محاسبه کردیم : کالری، پروتئین، کربوهیدرات، فیبر، آهن، منیزیم، پتاسیم، سدیم، روی، مس، ویتامین A ،E ،C ،D،B12 ،تیامین (ویتامین ب ۱). ریبوفالوین، نیاسین، پیریدوکسین و اسید لینولیک.

 

پرسشنامه غربالگری برای اختلال طیف اوتیسم

 

کودکان با بهره گیری از پرسشنامه غربالگری اوتیسم با حساسیت ۰٫۸۵، ویژگی ۰٫۷۵، ارزش اخباری مثبت ۰٫۹۳ و ارزش اخباری منفی ۰٫۵۵ غربالگری شدند.

وزن، قد، شاخص توده بدنی

داده های مربوط به وزن و قد توسط والدین گزارش شد. شاخص توده بدنی محاسبه گردید. مقایسه وزن، قد و شاخص توده بدنی بین گروه ها با استفاده از نرم افزار Plus Anthro سازمان بهداشت جهانی انجام گرفت.

 

یافته ها

 

هیچ تفاوت معناداری بین گروه ها ازنظر ویژگی های دموگرافیک یافت نشد. هیچ تفاوت معناداری بین دو مرکز پزشکی یافت نشد. کودکان با اختلال طیف اوتیسم درمقایسه با گروه رشد معمولی دارای نمرات z بالاتر معناداری بود و هیچ تفاوت معناداری در نمرات Z قد بین گروه ها وجود نداشت.

 

چند مواد غذایی، شامل کلسیم و آهن درمقادیر پایین تری درگروه اختلال طیف اوتیسم مصرف شد. با این حال، درهر گروه، متوسط مصرف هرکدام از مواد غذایی بالاتر از دریافتی های مبنا بود، بجز کلسیم. تحلیل مجموع درصد برای مواد غذایی مصرف شده پایین تراز دریافتی های مبنا، برای هرکدام از کودکان، تفاوت معناداری بین گروه ها نشان داد. متوسط کل میانگین ( انحراف معیار) اختلافات در گروه اختلال طیف اوتیسم درمقایسه با گروه رشد معمولی بالاتر بود. 

 

نتیجه گیری

 

هدف پژوهش حاضر بررسی سوء تغذیه و اضافه وزن در کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود.نتایج مطالعه نشان می دهد که نمرات z وزن و شاخص توده بدنی برای کودکان با اختلال طیف اوتیسم به شکلی معنادار بالاتر از گروه رشد معمولی بود، اما درمقایسه با گروه همسالان اینگونه نبود.

یافته های این پژوهش همسو با پژوهش مصاحبه تلفنی (۸۵۲۷۲ کودک ۳ تا ۱۷ سال آمریکایی) است که توسط مرکز پژوهش ملی سلامت و بهداشت کودکان انجام گرفت. مطالعه کنترل – موردی انجام گرفته توسط این مرکز به این موضوع اشاره می کند که درمقایسه با کودکان با رشد معمولی درصد بالاتری از کودکان با اختلال طیف اوتیسم از اضافه وزن و چاقی (بالای ۸۵ درصد از شاخص توده بدنی) رنج می برند.

همچنین ناهمسو با مطالعه انجام شده در انگلستان است. فقدان اختلافات معنادار بین کودکان با اختلال طیف اوتیسم و همسالان آن ها احتمالا به دلیل اندازه کوچک نمونه است؛ بااین حال، می توان گفت که رژیم غذایی نامتعادل کودک ممکن است بر عادت های غذایی کل خانواده یا همسالان تأثیر داشته باشد. گرچه این اختلاف ازنظر آماری معنادار نیست، درصد بالایی  از چاقی( بالای ۹۵ درصد) درکودکان ۳-۱۱ ساله گروه اختلال طیف اوتیسم ( تعداد ۵۲ نفر) یافت شد. با این حال، این اختلافات می تواند به دلیل سبک زندگی غیرفعال درکودکان با اختلال طیف اوتیسم و استفاده از داروهای ضد روان پریشی باشد که باعث افزایش وزن می شود.

به منظور تحلیل دقیق تر، دریافت مواد غذایی با دریافت کل مقایسه شد، ما از رویکرد متفاوتی استفاده کردیم، ازاین رو ما مدل جدیدی را برای محاسبه میزان موادغذایی به عنوان بخشی از دریافتی کل پیشنهادکردیم که می تواند بازتاب دهنده بهتر تفاوتهای خاص در این جمعیت باشد. مطالعات پیشین نشان می دهد که استفاده از متوسط مدل دریافتی ها بازتاب دهنده ریسک دریافت ناکافی مواد غذایی در کودکان با اختلال طیف اوتیسم نیست.

رویکرد مشابهی توسط رایتین و ماسارو (۱۹۸۶) مورد استفاده قرار گرفت که درآن ۷ روز رژیم غذایی ثبت گردید و با دریافتی های مبنا مقایسه شد. آنها هیچ تفاوت معناداری بین گروه اختلال طیف اوتیسم ( تعداد ۴۰ نفر) و گروه کنترل رشد معمولی (تعداد ۳۴) مشاهده نکردند. مطالعات پیشین که کمبودهای موجود در کودکان با این اختلال را بررسی می کردند، از یکی از سه روش زیر استفاده می کردند: دفتریادداشت روزانه غذا، یادآوری ۲۴ ساعت مواد غذایی یا پرسشنامه تناوب غذایی. با این حال، برخی ازاین مطالعات از ارزش های مبنا همچون دریافت های مبنا برای تشخیص کمبودها بهره نمی گرفتند. 

درعوض، دیگر تحقیقات، تعداد کودکانی که میزان توصیه شده حداقلی را دریافت نکردند، مقایسه می کنند. درتحلیل کنونی به این نکته پی برده شد که درمقایسه با کودکان با رشد معمولی، کودکانی با اختلال طیف اوتیسم پروتئین و کلسیم پایین تری دریافت می کردند. به منظور محاسبه اندازه تأثیر؛ مطالعات آماری آزمون یا متوسط تناوب ها مورد استفاده قرار گرفت. اندازه تأثیر به اختلاف میانگین استاندارد برگردانده شد. اختلاف میانگین استاندارد منفی، نشان دهنده سوءتغذیه بیشتر در کودکان با اختلال طیف اوتیسم است.

 

نتایج این پژوهش نشان می دهد که گرچه کودکان با اختلال طیف اوتیسم نمره Z بالاتری در وزن و شاخص توده بدنی دارند، نسبت به کودکان طبیعی همسالشان، اختلالات تغذیه ای بیشتری راتجربه می کنند. در تحلیل اخیر، کودکانی با این اختلال مستعد اختلالات تغذیه ای مختلفی دارند.

لینک کوتاه : https://azarac.ir/?p=2377

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.